گفتوگو با آيتالله خزعلي . امام مرا مجبور كرد

آيتالله ابوالقاسم خزعلي، در زمان حضرت امام (ره) از سوي ايشان به عضويت در شوراي نگهبان قانون اساسي منصوب شد و سپس با حكم رهبر معظم انقلاب اسلامي تا تيرماه سال 78 يكي از فقهاي اين شورا بود.
وي همچنين در مجلس خبرگان رهبري، نماينده است بخش هاي خواندني گفت و گوي ايسنا با وي در ادامه ميآيد.
آيتالله خزعلي درباره پيشنهاد گنجاندن ولايت فقيه در قانون اساسي گفت: «ولايت فقيه را باز نكردند تا مردم معناي آن را بفهمند. فقيه يك ذره هم ولايت ندارد. ولايت از آن خداست، بعد از خدا مال پيغمبر است و بعد از پيغمبر، مال ائمه است. فقط ولي و سرپرست شما خداست، او خلق كرده است؛ پيغمبر هم نيست، بلكه به پيغمبر تفويض كردند و به آن كسي كه در ركوع صدقه داد، يعني علي (ع) و تيپ آنها يعني ائمه. سپس ائمه اين ولايت را به مرد دانشمند دينشناس با تقوا و مخالف با هواي نفس و فداكار در راه دين، تفويض كردند. پس فقيه خودش ولايت ندارد، او هم كسي است مثل ما و ما هم مانند او؛ او يك ذره بر ديگران امتياز ندارد. اين حكومتي است كه خدا به او داده است و نميتوان به آن دست زد، بنابراين ولايت فقيه، منصبي است الهي. قانون اساسي، چارچوب كشور است؛ كشور اسلامي و نهضت اسلامي، قهرا بايد براي اسلام باشد، و چون ما حكومت خدايي ميخواهيم، حكومت خدايي، مال خداست.»
وي با اشاره به تدوين قانون اساسي به ذكر يك خاطره پرداخت: «وقتي كه براي تدوين قانون اساسي به همراه خبرگان قانون اساسي، پيش امام رفتيم (بنده هم از طرف مشهديها عضو بودم)، امام تذكراتي دادند اما در بين آن عده كه به احزاب مختلف منتسب بودند، نتوانستند آشكار سخن بگويند، بعد از جلسه، امام به سه چهار نفر از جمله بنده، آقاي بهشتي و به نظرم آقاي مشكيني گفتند شما بنشينيد، امام فرمود، مواظب باشيد مال مردم را از بين نبرند، اگر مالي از حلال بهدست آمده، نگويند پول بايد بين فقرا تقسيم شود و ديگر اين كه مواظب باشيد در جمهوري اسلامي، زن، رييسجمهور نشود «اگر دست آنها داده ميشد، چه فرقي ميكرد، همان جمهوري بود كه هر كس را انتخاب كردند، كما اين كه الان زمزمهاش را دارند. چون امام فرمود مواظب باشيد، آقاي بهشتي خيلي با زرنگي گفت؛ رجال سياسي.»
وي درباره چگونگي انتخابش از سوي امام (ره) براي عضويت در شوراي نگهبان، گفت:« خودم مايل نبودم، چون درس و تبليغ را بيشتر دوست دارم. امام مرا خواست و فرمود به شوراي نگهبان بيا. عرض كردم كه تدريس و تبليغ را بيشتر دوست دارم. قبول كرد و من را معاف كرد. اما چندي بعد دوباره پيغام فرستادند، باز هم همان عذر را خواستم، فرمود به آن كار هم ميرسي. من هم، چون امام گفت، گفتم چشم . من هيچ كس را بعد از امام زمان (عج)، مانند ايشان دوست ندارم. الان هر كسي كه يك ذره توهين كند، هر كسي باشد و به هر كسي منسوب باشد، من ميايستم. مثلا آن توهين كاريكاتور، من ايستادم و حرفم را زدم. نوع مردم اين طور هستند.»
گاهي خود ما كه در شورا بوديم، از نظر وظيفه شورايي، مصوبهاي را رد ميكرديم اما خودمان در مجمع هم بوديم، گاهي در آنجا هم رد ميكرديم اما گاهي نظري ديگر ميداديم . يعني وظيفه شورايي در شورا و وظيفه مربوط به مجمع در مجمع.
آيتالله خزعلي در ادامه درباره ماجراي نامه حضرت امام (ره) به وي پس از رد صلاحيت محمد سلامتي در شوراي نگهبان، گفت: ديگران به ايشان گفته بودند كه تودهاي است يا منحرف است. بعد من اين را عنوان كردم، امام خيال كرد من دارم ميگويم، امام فرمودند پرخاشگر نباشيد و اگر كسي گفت من مسلمانم، او را رد نكنيد. رفتم خدمت امام و گفتم كه واقع مطلب اين است. بنا بود امام نامهاي در جواب بنويسند اما خودم در پيگيري آن يك مقدار سستي كردم، بنا بود حاج سيداحمدآقا رحمتالله عليه جواب بگيرند كه بعد هم فوت امام واقع شد و از دست رفت. متوجه نبودم كه اين ها آن را سوژه مي گيرند و بعد از امام نشر ميدهند، والا ميايستادم تا از امام بگيرم. همانطور كه امام به رهبر معظم انقلاب چيزي فرمود كه به ايشان برخورد، امام گفت «توسعه ولايت فقيه از اين حد بيشتر است» يعني شما نميدانيد. ايشان به امام عرض كرد كه اين مطلب را در نماز جمعه گفتم، شما اين طور با ما برخورد كرديد، پس اگر لازم است من هم ديگر به نماز جمعه نميروم . امام فرمود «نه، من تو را ميشناسم، تو از خورشيدهاي انقلاب هستي«، يعني ايشان ايستاد تا جواب را گرفت.»
لذا من چون ديدم كه امام قبول كرده است، گفتم كه چيز مهمي هم نيست، حالا محمد سلامتي است؛ آن نماز جمعه بود و مهم؛ و امام هم بنابود كه جبران كنند، اما سستي يك مقدارش از من بود. امام از اول هم من را مي شناخت و الان هم كه ايشان رحلت كردهاند، بحمدالله در خوابها الطافي دارد مثل سفر كربلا كه دعوت ايشان بود و راه كربلا براي من يك نفر باز شد.
آيتالله خزعلي، درباره علت مخالفت شديد حضرتامام خميني (ره) با انجمن حجتيه گفت: انجمن حجتيه را بد معرفي كردند ، آقاي شيخ محمود حلبي نوشت كه ما در اختيار شماييم؛ من معاندين انجمن را در باطن بهايي ميبينم، اما در ظاهر، بعضي از روحانيون. اين بعضي از روحانيون، ضعفهايي مختصري از آن ميديدند، اما اصلا مخالف نبودند و الان هم كه من به بعضي از مسوولان بالا گفتم، تكان خوردند، تكان خوردند. گفتم كه جريان اين است كه اينها خدماتي كردند كه حالا مناسب نيست{ بگويم} و شايد در راديو كه همه گوش بدهند، خدمات آنها را بيان كنم، اينها خدماتي كردند كه ديگران نكردهاند ولي آن قدر به آنها فشار آوردند كه بعضي از آنها هم وقتي ديدند اين طور است از دعا كردن بر امام خودداري كردند كه براي همين سوژه قرار گرفتند ، فحش شنيدند و گفته شد كه اينها ميگويند: "معصيت كنيد تا امام زمان(عج) بيايد"، در صورتي كه آنها ابدا اين حرف را نزدند، به امام عرض كردم آقا، اينها چنين حرفي نميزنند، اينها نمازخوان هستند، اينها اهل جهادند، بعد امام فرمود چرا از خودشان دفاع نكردند؟ گفتم اگر دفاع كنند، مردم بر سرآنها ميزنند و ميگويند امام اين طور فرموده، شما اين طور حرف ميزنيد، و امام پي برد كه اينها آن حرف را نميزنند، امام پاك بود و هر چا هر چه را كه مي ديد درست است ، بيان ميكرد اما بعضي از كساني كه پيش او ميرفتند چيزي ميگفتند، ممكن هم هست كه ضعفي از كسي ببينند اما نه از رده بالا و اين ضعف را به امام برسانند ، ايشان هم بشري است مانند بشرهاي ديگر البته بشري باهوش.
آيتالله خزعلي در پاسخ به اين پرسش كه آيا شوراي نگهبان براي رد صلاحيت خاتمي در انتخابات رياست جمهوري سال 76، تحت فشار بود؟ گفت: سوال نكنيد، نميخواهم در اين مورد چيزي بگويم: فشار نبود، اما يك چيزهايي بود به تاريخ بگوييد فلان كس ساكت بود .
وي درباره انتقادات احتمالي پس از تاييد صلاحيت خاتمي نيز گفت : ممكن است برخي صحبتهايي كرده باشند، ولي كمتر كسي خاتمي را در آن زمان ميشناخت، بنده چون ميشناختم، در شوراي نگهبان، صلاحيت ايشان را تاييد نكرديم، گفتم ايشان در وزارت ارشاد هم خوب كار نكرد ، من راي نميدهم. آقاي عليزاده يكي ديگر از اعضاي شوراي نگهبان هم راي نداد و الان هم بر راي خودمان هستيم.
آيتالله خزعلي، درباره علت مخالفت شديدش با خاتمي نيز گفت : از غربزدگي نگرانم ، يك كلمه!
آيتالله خزعلي، درباره ناگفتهاي از زمان انتخاب آيتالله خامنهاي براي رهبري، گفت : روزي كه امام رحلت كرد، در مجلس بوديم و من خودم با آقاي خامنهاي صحبت كردم كه شورايي قرار دهيم يا فردي. مزاياي ايشان بيان شد، اولا هوشمند است ، يعني با اين كه ميگويند اتيكت سياسي آقاي هاشمي خوب است، اما ايشان بالاتر است.
وي در ادامه گفتوگو با ايسنا، در بيان خاطرهاي افزود: شب فوت امام ، من كنار آقاي خامنهاي در حياط منزل امام نشسته بودم، آقاي هاشمي رفسنجاني آمد و گفت كه خبر فوت را 24 ساعت عقب بيندازيم تا انتخاب كنيم وبعد بگوييم كه امام فوت كرده و نايبش هم معين شده است، حرف به نظر پختهاي ميآمد، ايشان يك نگاهي كرد، گفت: اگر چيزي را دوستان تصويب كنند من هم تابع هستم ولي شايد صبح راديوهاي خارجي رحلت امام را بيان كردند و اگر ما 24 ساعت تاخير بيندازيم مردم به ما چه ميگويند ، ميگويند رحلت امام را هم خارجيها بايد به ما بگويند، ديديم حرف پختهاي است.
وي ادامه داد: وقتي رهبرمعظم، رييس جمهور بود، در كره صحبت ميكرد، امام سخنان او را گوش مي داد، فرمود لياقت رهبري دارد.
خزعلي با اشاره به زمان قبل از انقلاب، گفت: آن زمان، من و رهبر معظم ، هر دو در مشهد بوديم ، اطلاع دارم كه با وجود خطر صحبت كردن عليه دستگاه، عليه دستگاه در مسجد كرامت سخن مي گفت و مردم را بيدار ميكرد. از طرف ديگر، وقتي بوش ـ رييس جمهورآمريكا- گفت كه هر كه با ما نيست با تروريستهاست، همه كشورها ساكت ماندند، اولين كسي كه دم زد، ايشان بود كه گفت نه با تو هستيم ، نه با تروريستها.
اينها، جهات مثبت ايشان است و پدر ايشان نيز انسان بسيار زاهد، عابد و خوبي بود.